ديگری کاربرد رسانه ها با علم به ماهيت و خروجی آن ها برای ارتقا سطح آموزشی و موقعيت اجتماعی و نوعا ارتقا سطح تحصيلی اقشار جامعه است.
ارتقا سواد رسانه ای در بهره مندی و دسترسی از رسانه ها به گونه ای بايد باشد که در آينده شغل و تحصيل فرد بر اساس آن ارتقا يابد.
وی تصريح می دارد: اما در اين عصر و در استفاده و تحصيل سواد رسانه ای بايد به آموزش زبان بين المللی و همچنين آموزش های لازم ICT توجه ويژه ای کنيم .
افراد با اشراف به اين دو مهم می توانندهم از رسانه ها،مطلوب استفاده کنند و اطلاعات لازم را استخراج کنند و هم در موقع لزوم به نقد و انتخاب سليقه ای آنها بپردازند که اين خود با کم و زياد کردن مخاطبان رسانه ها به افزايش کيفيت در آنها در رقابتی سالم کمک شايانی می کند.
برخی کشورها تمهيداتی را برای بومی سازی سواد رسانه ای در نظر گرفته اندو اين مسئله برای کشور ما هم حائز اهميت است. در صورت بومی سازی محتوای رسانه ای و سواد رسانه ای تسلط افراد در فهم خروجی رسانه ها بالا رفته و بنابراين با کسب مطلوب، می دانند از رسانه ها چه می خواهند و بنابراين رسانه ها هم در رويارويی با مخاطب می دانند که مخاطب چه می خواهد.
ابراهيم آبادی خاطر نشان می کند: افزايش آگاهی و درک سواد رسانه ای و کاربردهای آن، استفاده از کاربرد رسانه، توانايی و ظرفيت در زمينه های شغلی و زندگی با آموزش های جدی در اين زمينه و آموزش های ترکيبی ( فنی و اجتماعی ) يا آموزش لياقتی در ميان افراد همه و همه در افزايش سواد رسانه ای و بينش های فردی در جامعه موثر اند.
اما دکتر محمد الستی استاد علوم ارتباطات در اين خصوص با تعريف سواد رسانه ای اظهار می دارد : سواد رسانه ای در واقع معياری از توانايی و قابليت فردی در درک مستقل رسانه است.اکنون در عصر ICT يا رسانه به سر می بريم و واقعيت ها زمانی به رسميت شناخته میشوند که رسانه ای شوند و حقيقت ها زمانی درک میشوند که بوسيله مخاطبان ادراک شوند.در اين ميان وجوب سواد رسانه ای حکم می کند که در چنين فضايی، مخاطب دارای حداقل توانايی مستقل و مستقيم از درک خوراک و خروجی رسانه ها باشد.
بنابراين مجموعه عواملی که اين استقلال ادراکی را بوجود می آورند سواد رسانه ای نام می گيرد.
در حقيقت فردی که در رويارويی با يک خبری با يک فيلم از ادراک مستقل ناتوان است فاقد سواد رسانه ای است.
وی تصريح می دارد:سواد رسانه ای تنها به مخاطب مربوط نمیشود، بلکه کارگزاران رسانه هارا هم مخاطب خود قرار می دهد.در حقيقت اين مهم چرخه ای را تعريف می کند که کارگزاران با سواد،مخاطب را با مخاطب با سواد متقابلا رو در رو می کند.
اما در ايران توسعه رسانه ها از وضعيت مطلوبی برخوردار نيست .معضلاتی از قبيل فرهنگ کتبی و غلبه فرهنگ شفاهی باعث شده که افراد از روزنامه ها و رسانه های مکتوب بطورکل استفاده لازم را نبرند.از طرفی پايين بودن تيراژمطبوعات و ضعف رسانه های شنيداری و ديداری در زمينه عدم رقابت لازم،مشکلاتی را همچون نبود زمينه لازم برای بهبود کيفی و کمی سطح در آنها باعث شده است.
ليکن با توسعه رسانه ها، آموزش علوم ارتباطات شکل تخصصی در حوزه های خاص هر رسانه، آزادی جريان ICT و کمک به رشد و توسعه نهادهای مدنی که می توانند مستقيم و غير مستقيم رسانه های مستقل را بوجود آورده و تقويت کنند در حل مشکلات و تامين زير ساخت لازم در ايجاد و استقرار سواد رسانه ای در جامعه امروز بسيار موثر است
ارتقا سواد رسانه ای در بهره مندی و دسترسی از رسانه ها به گونه ای بايد باشد که در آينده شغل و تحصيل فرد بر اساس آن ارتقا يابد.
وی تصريح می دارد: اما در اين عصر و در استفاده و تحصيل سواد رسانه ای بايد به آموزش زبان بين المللی و همچنين آموزش های لازم ICT توجه ويژه ای کنيم .
افراد با اشراف به اين دو مهم می توانندهم از رسانه ها،مطلوب استفاده کنند و اطلاعات لازم را استخراج کنند و هم در موقع لزوم به نقد و انتخاب سليقه ای آنها بپردازند که اين خود با کم و زياد کردن مخاطبان رسانه ها به افزايش کيفيت در آنها در رقابتی سالم کمک شايانی می کند.
برخی کشورها تمهيداتی را برای بومی سازی سواد رسانه ای در نظر گرفته اندو اين مسئله برای کشور ما هم حائز اهميت است. در صورت بومی سازی محتوای رسانه ای و سواد رسانه ای تسلط افراد در فهم خروجی رسانه ها بالا رفته و بنابراين با کسب مطلوب، می دانند از رسانه ها چه می خواهند و بنابراين رسانه ها هم در رويارويی با مخاطب می دانند که مخاطب چه می خواهد.
ابراهيم آبادی خاطر نشان می کند: افزايش آگاهی و درک سواد رسانه ای و کاربردهای آن، استفاده از کاربرد رسانه، توانايی و ظرفيت در زمينه های شغلی و زندگی با آموزش های جدی در اين زمينه و آموزش های ترکيبی ( فنی و اجتماعی ) يا آموزش لياقتی در ميان افراد همه و همه در افزايش سواد رسانه ای و بينش های فردی در جامعه موثر اند.
اما دکتر محمد الستی استاد علوم ارتباطات در اين خصوص با تعريف سواد رسانه ای اظهار می دارد : سواد رسانه ای در واقع معياری از توانايی و قابليت فردی در درک مستقل رسانه است.اکنون در عصر ICT يا رسانه به سر می بريم و واقعيت ها زمانی به رسميت شناخته میشوند که رسانه ای شوند و حقيقت ها زمانی درک میشوند که بوسيله مخاطبان ادراک شوند.در اين ميان وجوب سواد رسانه ای حکم می کند که در چنين فضايی، مخاطب دارای حداقل توانايی مستقل و مستقيم از درک خوراک و خروجی رسانه ها باشد.
بنابراين مجموعه عواملی که اين استقلال ادراکی را بوجود می آورند سواد رسانه ای نام می گيرد.
در حقيقت فردی که در رويارويی با يک خبری با يک فيلم از ادراک مستقل ناتوان است فاقد سواد رسانه ای است.
وی تصريح می دارد:سواد رسانه ای تنها به مخاطب مربوط نمیشود، بلکه کارگزاران رسانه هارا هم مخاطب خود قرار می دهد.در حقيقت اين مهم چرخه ای را تعريف می کند که کارگزاران با سواد،مخاطب را با مخاطب با سواد متقابلا رو در رو می کند.
اما در ايران توسعه رسانه ها از وضعيت مطلوبی برخوردار نيست .معضلاتی از قبيل فرهنگ کتبی و غلبه فرهنگ شفاهی باعث شده که افراد از روزنامه ها و رسانه های مکتوب بطورکل استفاده لازم را نبرند.از طرفی پايين بودن تيراژمطبوعات و ضعف رسانه های شنيداری و ديداری در زمينه عدم رقابت لازم،مشکلاتی را همچون نبود زمينه لازم برای بهبود کيفی و کمی سطح در آنها باعث شده است.
ليکن با توسعه رسانه ها، آموزش علوم ارتباطات شکل تخصصی در حوزه های خاص هر رسانه، آزادی جريان ICT و کمک به رشد و توسعه نهادهای مدنی که می توانند مستقيم و غير مستقيم رسانه های مستقل را بوجود آورده و تقويت کنند در حل مشکلات و تامين زير ساخت لازم در ايجاد و استقرار سواد رسانه ای در جامعه امروز بسيار موثر است
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط روزبه قمصري
|

