او در 29 سپتامبر 2000 در تشريح سياستهاي محيط زيستي دولت خود گفت: من ميتوانم كاري بكنم كه انسانها و ماهيها در كنار هم و با كمال دوستي زندگي كنند و اين جمله او خنده شديد حاضران را در پي داشت. دشمنان ما پيشرفته شدهاند و به آساني میتوانند به ما ضربه بزنند ما هم اين گونهايم. دشمنان ما به كثيفترين ابزار ضربه به ايالات متحده آلوده شدهاند، ما هم اين گونهايم!
ادامه مطلب...

امام حسین (ع) از دیدگاه دکتر شریعتی
دكترعلى شریعتى متفكر و اندیشمندى بود كه در یك دوره تاریخى، تأثیر فزایندهاى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهید دكتر بهشتى با اشاره بدین موضوع، حق مطلب را ادا مىكند:
«دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازندهاى داشت و دلهاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.» (1)
آثار دكتر شریعتى از فراز و فرودهاى بسیارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلامشناسى متعهد با مخاطبهاى آشنا» و «تشیع علوى، تشیع صفوى» داراى ضعفهاى ساختارى و اساسى مىباشد، و برخى از آثار وى از جمله «علىعلیه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نیایش» را باید در رده كتاب هاى خوب و تأثیرگذار وى محسوب كرد.
برخى از سخنرانىها و نوشتههاى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع خود، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم:
شهادت حسینى علیه السلام
"شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسینعلیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این طور نیست، او در حالى كه مى توانسته است در خانه اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."(2)
سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى شود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مى گردد و موعظه ها بر گوشهاى سنگین كارگر نمى افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مىرود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى شد كرد، انجام مى دهد.
ثمره شهادت امام حسین علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است.
در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى سبیل الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.
در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى شود و در شهادت حمزه اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى شود و در شهادت حمزه اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزهاى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.
امام حسین علیه السلام
تأثیر اباعبدالله الحسین علیه السلام بر روى اندیشه هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مىشود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى پردازیم:
الف) شرایط نهضت امام حسین علیه السلام
"شكل مبارزهاى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاههاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سالهایى است كه بنى امیه همه پایگاههاى اجتماعى را فتح كرده است."(3)
اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزشهاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى رود. امام حسین علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى بیند. بنابراین، با تنهاترین و برندهترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى شود.
این كه حسین فریاد مى زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند - فریاد مى زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى نماید.
"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مىكند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى كند نه وجود آن را."(4)
«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:
"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفهایم، نه مأمور به نتیجه."(5)
هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برههاى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است.
"او (امام حسین علیه السلام) فرزند خانواده اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنىآدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."(6)
شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى برند. شهدا شمع هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مىكنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزریق می كند.
د) آثار شهادت امام حسین علیه السلام
"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى كند و مرده را حیات مىبخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمهاى است كه با خون تلفظ مى شود."(7)
تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت هایى كه با فاصله كمى با الهام گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان هاى مردمى كه از ترنم خونهاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟
"آنها كه تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب كرده اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى بیند، حس مى كند و مرگ كسانى را كه به ذلتها تن داده اند تا زنده بمانند، مى بیند."(8)
شهدا زنده اند و سیدالشهداء زنده ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسلها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملتها دمیده مى شود و آنها را به زندگى فرا مى خواند و حسین علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى كند.
"عصر عاشورا، امام حسین علیه السلام با آن دقت نظافت مى كند، با آن دقت آرایش مى كند، بهترین لباسهایش را مى پوشد و بهترین عطرهایش را مى زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى شدند، چهره او گلگون تر و برافروخته تر و قلبش بیشتر به تپش مى آمد، كه مى دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست."(9)
حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى كنند و شهادت، شایسته ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام حسین علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته ترین حضورى است كه یك امام مى تواند در محضر الهى داشته باشد.
"این كه حسین فریاد مى زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند - فریاد مى زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مىنماید."(10)
امام حسین علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى روند، به یارى مى طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده اى هست كه حق را یارى كند؟
نمى توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى بدیل حضرت زینب علیها السلام كامل مى شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى گوید:
"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى شود. این رسالت بر دوشهاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زدهاند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مىمانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پىاش، و صفهاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مىشود، از صحنه بر مىگردد. آن باغهاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گلهاى سرخ به مشام مىرسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى ماند."(11)
بدون شك حضور حضرت زینب علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى شد. حضرت زینب علیها السلام خود سرود حماسه اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمانها سارى و جارى ساخت.
پی نوشت ها:
1. دكتر شریعتى جستجوگرى در مسیر شدن، آیةالله دكتر بهشتى، ص 108، چاپ دوم.
2. حسین وارث آدم، مجموعه آثار 19، صص 216، 222 و 223.
3. همان، ص 136.
4. همان، صص 166 و 167.
5. صحیفه امام، ج 21، ص 284.
6. حسین وارث آدم، ص 171.
7. همان، صص 187 و 188.
8. همان، صص 203 و 204.
9. همان، ص 195.
10. همان، ص 203.
11. همان، ص 206

و خداوند فرمود: « اُولئِكَ كَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلّ» يعني « انسانهايي-هستند- كه از حيوانات چهارپا هم گمراهتر و پستترند».
به نظر شما با انسانهايي كه از چهارپايان هم پستتر و رذلتر هستند چطور بايد برخورد كرد؟ فكر ميكنيد آدمهايي كه از گرگ و كفتار هم پستتر هستند، « مذاكره و گفتگو » سرشان ميشود؟
فكر ميكنيد يك گرگ به منافع برهها فكر ميكند؟ كاملاً روشن است كه نالهها و اشكهاي برّه بيگناه هيچ اثري در تصميم خونريزانه و بيرحمانه گرگها ندارد.
باور كنيد من از خشونت متنفرم اما خشونت و خونريزي صهيونيستهاي اسرائيلي افكار و ذهن مرا به سمت خشونت سوق ميدهد. اين اسرائيليها هستند كه خشونت را در افكار ما رشد و پرورش ميدهند.
باور كنيد من عاشق و حامي صلحم؛ اما اين را به خوبي مي دانم كه با گرگ هار نميشود صلح كرد چون او آيين صلح را نميداند و نميفهمد.
پس با اعتقاد كامل فرياد ميزنم: صهيونيستها را بايد مثل گرگهاي خونخوار كشت؛ همان صهيونيستهايي كه زنان، كودكان و مردان بيدفاع غزه را از دم تير و موشك و بمب ميگذرانند و خونشان را ميريزند.
صهيونيستها را بايد به اسارت كشيد و به حبس ابد محكوم كرد و آنقدر در زندانها و سياهچالها نگهشان داشت كه از موي ريشهايشان براي خالهها و عمههايشان بافتني ببافند.
صهيونيستها را بايد به بردگي گرفت و هرگاه فكر تصاحب زمينهاي پسر همسايه به سرشان زد، اندامشان را با شلاق كبود كرد.
باور كنيد صهيونيستها آدم نيستند؛ صهيونيستها پستتر از چهارپايانند.
ديشب آنقدر از بابت اتفاقات غزه و چهرههاي معصوم و دوست داشتني كودكاني كه به جاي كارتون، خون و جنازه ميديدند و خودشان هم جنازه ميشدند، حالم خراب بود كه ديوان حافظ را باز كردم. قضاوت درباره شعري كه از ديوان حافظ براي فاجعه غزه آمد با شما؛
درد ما را نيست درمان الغياث
هجر ما را نيست پايان الغياث
خون ما خوردند اين كافردلان
اي مسلمانان چه درمان الغياث
همچو حافظ روز و شب بي خويشتن
تشنهام سوزان و گريان الغياث
این رو هم اضافه کنم که این مطلب را از یکی از وبلاگ هایی که می خواندم برداشتم
با تشکر از آقای محمد صادق زمانی = وبلاگ روح آبی
توجه تصاویر دلخراش غزه هم اکنون به دستم رسید
تصاویر در ادامه مطلب.....
ادامه مطلب...

خبرگزاري فارس: حمله جنگندههاي "اف16" رژيم صهيونيستي به نوار غزه، بيش از 180 شهيد و بيش از 200 زخمي بر جا گذاشت.
به گزارش فارس ، جنگندههاي "اف16 "رژيم صهيونيستي به صورت همزمان ، پايگاههاي نظامي و غيرنظامي حماس از شمال غزه تا جنوب را هدف قرار دادند و طي آن بيش از صدها نفر شهيد و مجروح شدند.
هنوز آمار رسمي درباره شمار شهداي اين حمله در دست نيست، ولي پايگاه خبري فلسطيني عرب 48، شمار شهداي اين حمله را بيش از 180 شهيد و بيش از 200 مجروح اعلام كرد.
اين در حالي است كه خبرگزاري فرانسه شمار شهداي اين حمله را دست كم 70 شهيد و بيش از يكصد مجروح اعلام كرد.
هنوز مشخص نيست كه رژيم صهيونيستي در اين حمله به چند مركز حمله كرده است.
بنابر اين گزارش، پيكرهاي دهها شهيد و مجروح نيز زير آوار به جاي مانده است.
آمبولانسها براي انتقال مجروحان اين حمله به بيمارستان در محل انفجارها حاضر شدند. اين گزارش حاكي است كه شعلههاي آتش نيز از مراكز و منازلي كه هدف اين حمله قرار گرفته، زبانه ميكشد.
شبكههاي تلويزيوني عربي تصاويري را از اين جنايت پخش كردند كه پيكرهاي شهدا در خيابانها افتاده بود.



